آنکه خواست و توانست؛ آنکه خواست، اما نتوانست؟
«از نعمتزاده تا شریعتمداری در صنعت پتروشیمی»
🟡 *«از نعمتزاده تا شریعتمداری در صنعت پتروشیمی»*
| *پترووان:*
📌 *آنکه خواست و توانست؛ آنکه خواست، اما نتوانست؟*
🔸بیش از دو دهه پیش، بعد از روی کار آمدن دولت اصلاحات، مهندس محمدرضا نعمتزاده از وزارت صنایع و معادن به صنعت پتروشیمی آمد. حضور او در رأس شرکت ملی صنایع پتروشیمی، از همان ماههای اول با یکسری برنامهها و کارهای توسعهای همراه شد و کمکم اعتماد بخش قابل توجهی از کارکنان و مدیران این صنعت را جلب کرد.
🔸نعمتزاده بعد از هشت سال حضور در پتروشیمی و با شروع دولت بعدی، مسئولیت شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی را بر عهده گرفت و در آنجا هم منشأ تغییرات و اقدامات مهمی شد. شاید به همین دلیل است که امروز، سالها بعد از آن دوره، هنوز از او به عنوان یکی از چهرههای اثرگذار و «پدر پتروشیمی» یاد میشود.
🔸البته درباره عملکرد هر مدیری میشود نقدهای مختلفی داشت، اما یک واقعیت را نمیشود نادیده گرفت: اسم بعضی مدیران بعد از رفتنشان هنوز با توسعه و کارهای عمرانی گره میخورد و اسم بعضی دیگر بیشتر با حاشیهها و تصمیمهای بحثبرانگیز.
📌 *شریعتمداری؛ چرا آن اتفاق تکرار نشد؟

شریعتمداری؛ چرا آن اتفاق تکرار نشد؟
*
🔸دکتر سید محمد شریعتمداری هم از مدیران و وزرای باسابقه جمهوری اسلامی است که قبل از حضور در رأس هلدینگ خلیج فارس، مسئولیتهای مهمی در دولتهای مختلف بر عهده داشت. طبیعی بود که انتصاب او به عنوان مدیرعامل بزرگترین هلدینگ پتروشیمی کشور، توقعات زیادی ایجاد کند.
🔸سؤال اصلی اما اینجاست:
چرا مدیری با این سابقه، در رأس مجموعهای با این همه ظرفیت و منابع مثل هلدینگ خلیج فارس، نتوانست آن تصویر تحولآفرین مورد انتظار را در افکار عمومی و بدنه صنعت بسازد؟
📌 *پاسخ را باید در عملکرد مدیریتی جستوجو کرد، نه در عنوان و سابقه.*
🔸نعمتزاده وقتی وارد پتروشیمی شد، مأموریت اصلیاش را توسعه این صنعت گذاشت و تصمیمها، انتصابها و جابهجاییهایش عمدتاً در همین چارچوب معنا پیدا میکرد. مدیرهایی که به درد پیشبرد برنامهها میخوردند، میماندند و اگر جواب نمیدادند، تغییر میکردند.
🔸این نگاه، یعنی تمرکز روی کارآمدی و نتیجهگرفتن در تصمیمهای مدیریتی، یکی از دلایل ماندگاری نام او در پتروشیمی است.
🔸در مورد شریعتمداری اما در دوره مدیریت هلدینگ خلیج فارس، بخشی از انتصابها و تصمیمها و حتی نحوه اداره بعضی شرکتها با نقدهایی از طرف کارشناسان و رسانهها روبهرو شد.
🔸سؤال مهم این است که آیا همه این تصمیمها بر اساس یک نقشه راه روشن برای توسعه هلدینگ، افزایش بهرهوری، تکمیل پروژهها و خلق ارزش برای سهامداران بوده است؟
اگر جواب مثبت است، خروجی قابل لمس این تصمیمها کجاست؟
📌 *مدیرعامل یا مدیر انتصابات؟*
🔸یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی مدیران ارشد، نحوه انتخاب مدیران زیرمجموعه است.
🔸مدیرعامل یک هلدینگ بزرگ، بیشتر از اینکه با تعداد جلسات و احکام و مراسمها سنجیده شود، باید با عملکرد شرکتهای زیرمجموعه، پیشرفت پروژهها، سودآوری، بهرهوری و رضایت سهامداران ارزیابی شود.
🔸از این زاویه، انتصاب مدیران شرکتهای تابعه هلدینگ خلیج فارس در دوره شریعتمداری، برای خیلیها سؤالبرانگیز بوده است.
🔸منتقدان میگویند در بعضی موارد، تناسب بین جایگاه افراد منصوبشده و نیاز واقعی شرکتها به تخصص و تجربه، آنطور که باید رعایت نشده است و طبیعی است در نهایت، مدیرها را با کارنامهشان بسنجند، نه با حرف و شعار.
📌 *ماجرای «ماندن» و یک سؤال مهم*
🔸موضوع دیگری که در دوره مدیریت شریعتمداری مطرح شد، بحث ادامه یا پایان حضور او در هلدینگ خلیج فارس بود.
🔸اگر روایتها و گزارشهای منتشرشده درباره اختلاف نظر میان مدیریت هلدینگ و وزیر نفت وقت درست باشد، این سؤال پیش میآید که یک مدیر ارشد تا چه حد باید برای ماندن در جایگاهش تلاش کند؟
این سؤال از نظر اخلاق مدیریتی مهم است.
🔸مدیری که سالها سابقه دارد، سرمایه اصلیاش فقط سمت و جایگاه نیست؛ اعتبار حرفهای اوست.
🔸برای همین، گاهی کنار رفتن بهموقع میتواند از ماندن هم بیشتر به نفع اعتبار یک مدیر باشد.
📌 *«انتصابهایی که هنوز سؤالبرانگیزند»!*
🔸هلدینگ خلیج فارس یک مجموعه ای است بسیار بزرگ با دهها شرکت و پروژه و داراییهای سنگین سهامداران.
🔸 طبیعی است که هر انتصاب در آن با حساسیت همراه باشد.
به همین دلیل، درباره بعضی انتصابها در طرحها و غیرتولیدی زیرمجموعه هلدینگ، هنوز این سؤال وجود دارد که معیار اصلی انتخاب مدیران چه بوده؟
آیا تخصص، سابقه مرتبط و توان اجرای پروژه در اولویت بوده یا عوامل دیگری هم نقش داشتهاند؟
🔸در بعضی موارد هم اگر مدیری مدت کوتاهی در یک مجموعه بوده و بعد به جای دیگری رفته، افکار عمومی حق دارد درباره معیار این جابهجاییها سؤال کند.
📌 *«تفاوتی که باید از آن یاد گرفت»!*
🔸شاید مقایسه نعمتزاده و شریعتمداری از یک جهت کامل نباشد، چون شرایط اقتصادی و ساختار صنعت در دو دوره یکسان نیست.
🔸اما یک سؤال همچنان باقی میماند که چرا بعضی مدیرها مدتها پس از رفتنشان همچنان با پروژهها و توسعهها شناخته میشوند و بعضی دیگر با حاشیهها؟
🔸نعمتزاده در پتروشیمی تلاش کرد نامش را با ساختن گره بزند و همین باعث شد اثرش در صنعت بماند. این به معنی بینقص بودن عملکرد او نیست، اما اثر مدیریتیاش قابل انکار نیست.
🔸در مورد شریعتمداری هم قضاوت نهایی باید بر اساس عدد و عملکرد باشد، نه برداشتهای شخصی.
پیشرفت پروژهها، تولید، سودآوری، ارزشآفرینی برای سهامداران، اصلاح ساختار شرکتها و کیفیت انتصابها، همه معیارهایی هستند که میتوانند تصویر دقیقتری بدهند.
📌 *«و در یک کلام»…*
🔸نعمتزاده به پتروشیمی آمد و سعی کرد نامش را با ساختن گره بزند. به همین دلیل بخش مهمی از کارنامهاش ماندگار شد.
🔸شریعتمداری هم با سابقه طولانی و در اختیار گرفتن مدیریت یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور فرصت مهمی برای ساختن یک کارنامه ماندگار داشت.
🔸اما اگر قرار باشد درباره دوره او قضاوت شود، سؤال اصلی این نیست که چه کسی را میشناخت یا چه کسی او را میشناخت؟ بلکه سؤال این خواهد بود که او چه ساخت، چه چیزی را تغییر داد؟
کدام پروژه را به نتیجه رساند چقدر برای سهامداران ارزش ایجاد کرد؟ و چه میراث مدیریتی برای هلدینگ باقی گذاشت؟
🔸در مدیریت بنگاههای بزرگ معمولاً تاریخ با مدیرهایی مهربانتر است که خواستند، توانستند و نتیجه ساختند. نه کسانی که فقط چند سال روی یک صندلی مهم نشستند.
و شاید فرق اصلی همین باشد:
مدیر ماندگار کسی نیست که بیشتر بماند، بلکه کسی است که بعد از رفتنش، چیزی بهتر از روز اول باقی گذاشته باشد.
برچسب ها :پتروشیمی ، پترونیوز ، پترووان نیوز ، تجارت ، حمد رضا نعمت زاده ، صندوق بازنشستگی نفت ، صنعت ، گاز ، محمد شریعتمداری ، مهندس محمد رضا نعمت زاده ، نفت ، هلدینگ خلیج فارس ، وزارت نفت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0